اشعار شاعر معاصر مصطفی سپهرنیا (سپهر)

غزلیات اجتماعی ، عارفانه ، عاشقانه ، رباعیات ، مثنوی ، دوبیتی

اشعار شاعر معاصر مصطفی سپهرنیا (سپهر)

غزلیات اجتماعی ، عارفانه ، عاشقانه ، رباعیات ، مثنوی ، دوبیتی

آخرین مطالب


ساده لوحان که پیِ حشمت و جاهید هنوز 

یا برایِ سرِ ما ، فکر کُلاهید هنوز 


رفته خورشیدِ درخشانِ شما رو به غروب 

گر چه در بسترِ خود فکر پگاهید هنوز 


در دلِ ظلمتِ خود غرقِ سیاهی شده اید 

جایِ توبه همگی مستِ گناهید هنوز 


بویِ گندابِ شما در همه آفاق بپاست 

به خیالِ خودتان برکه و ماهید هنوز 


همچو دیوارِ ترک خورده ی بی بنیادید 

گرچه در باورِ خود پشت و پناهید هنوز 


روزها در پیِ نانیم و سحر در پیِ آب 

ما دویدیم ،،، شما خسته ی راهید هنوز؟؟


خشمِ ویرانگرِ ما را نَبُوَد پایِ فرار 

خانه ویرانه شدو فکرِ رفاهید هنوز !!


از (سپهر) و مه و خورشید نگویید ، شما 

لایقِ خار و خس و چاله و چاهید هنوز 


                                      #سپهر 


🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۸
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۱۲
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳


رسیده موسم رویش ، رسیده فصل بهار

زمانه زنده شد و آسمان شده بیدار 


به هرطرف نگری چون بهشت ، رنگین است

زمینِ  بعدِ زمستان ، زِ قدرتِ دادار


زِ جایِ پایِ زمستان ، بنفشه می روید

شکفته روی درختان ، شکوفه ی بسیار 


زِ جای جایِ  دمن ، رازیانه می خندد

نشسته تاجِ اقاقی ، به تارکِ دیوار


زِ شبنم سحری بلبلی بنوشد که .....

به عشق گل همه شب مانده تا سحر بیدار


بیا و شبنم جان بخشِ خود به من بچشان 

بیا و نور بزن بر سپهرِ تیره و تار 


مرا چو آینه دور از ، همه دو رنگی کن 

بشوی از دل و جان و زِ دیده ام زنگار 




                              #سپهر 


🌺🍃🌺

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۷
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳


عمر کوته را به حلاج زمان ، دادیم رفت 

باغ زیبا را به تاراج خزان ، دادیم رفت 


عاشقی کردیم اما، چون شقایق های سرخ

برگ برگ خود به بادِ ناکسان دادیم رفت 


دفتر تقدیرِ ما را ، سرنوشت از سر نوشت 

بارها اما .. به دست این و آن دادیم رفت 


شرزه شیری بود ایام جوانی حیف حیف 

شیرِ برنا را به دستِ روبهان دادیم رفت .


بی دلان دل را به نی دادند و شور عاشقی 

برّه ی دل را به آوازِ شبان ، دادیم رفت 


عاشقان پرواز کرده تا (سپهر ) عاشقی 

ما سپهرِ جان به شوق گیسوان دادیم رفت 



                                    #سپهر 



🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۴
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳


با دانه ی کنج لبش ، ترسی دگر از دام نیست 

بگشوده دامِ عاشقی ، ما را دگر آرام نیست


آمد نسیم از کویِ او ، دارد خبر از روی او 

در خلوت تنهاییم  ، خوشتر زِ این پیغام نیست 


پروانه بودم سوختم ، تا عشق او آموختم 

شمعش گواهی میدهد ، سوزِ مرا اتمام نیست 


افتادم اندر راه عشق ، دارم غمِ جانکاه عشق 

ای عاشقان ای عاشقان ، این راه را فرجام نیست 


بیداریِ شام و سحر ، زیبد بر این پیرانه سر 

دلداده های عشق را ، سودایِ صبح و شام نیست 


شامم به یادش روز شد ، با یاد او نوروز شد 

در روزگارِ عاشقی ، بهتر زِ  این  ایام نیست 


اغیار سنگم میزنند ،  بر کوسِ ننگم میزنند 

اما بَرِ رسوایِ عشق ، پروایِ ننگ و نام نیست 


عشقِ سپهر ای نازنین ، چون مَه بتابد بر زمین 

تا عرش بالا میرود ، هر کس که عشقش خام نیست . 


                                       #سپهر 


🌺🍃🌺

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۳۷
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۷
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳


گفتی  شکوفه آمد و بازم بهارشد؟

با بادِ فرودین همه جا لاله زار شد؟ 


اما چه سود ؟شادی ازین آب و خاک رفت

صبح وطن همچو شب تیره ،تارشد


شاید که باغبان به خوابِ عمیق رفت 

کین باغ سبز، عرصه ی مار و حمار شد


اینجا طمع گل بدهد با طلوع صبح 

اینجا حیا ، بجایِ هوس سنگسار شد 


اینجا هوایِ خوردنو خواب است و اختلاس 

اینجا خروسِ دهکده هم سر بدار شد


اینجا طلا ، خرجِ مطّلا شد ای رفیق 

اینجا زمین ، خرج ِبلندایِ خار شد


اینجا پر از ، پینه ی پیشانی و ریا ست

اینجا حرام ، لقمه ی لیل و نهار شد 


اینجا عَبا ، حرمت خود را درید ، چون ...

تنپوشِ هر ، قامتِ بی اعتبار شد 


اینجا کجاست؟ مسلخ عشق است و عاشقی 

پروانه کو؟  شعله چرا  بیقرار شد ؟


آهو تنانِ دشت مرا سنگ میزنند 

در گوشه ای بدستِ عرب هم شکار شد


هر کس برایِ شادیِ ما دَم زد ، عاقبت 

محبوسِ آشیانه و بند و حصار شد 


گفتی بهار  ، در دلِ بهمن شکوفه کرد؟

اما چرا ؟ به سوزِ زمستان دچار شد ؟


روزِ سپهر تیره و تار است ای عزیز 

هرچند ،، شکوفه آمد و بازم بهار شد 



                           #سپهر 


🌺🍃🌺

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۳
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳

برای غصه ها و غم ، فقط لبخند تو کافیست 

برای تلخ کامی های من هم قند تو کافیست 


برای دشمنی با من  ،  چه بسیارند نامردان 

برای دوستی با من ، یکی مانند تو کافیست 


                        #سپهر


🌺🍃🌺

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۷
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳


با سرابی نمی شود سیراب ، هر بیابانِ تشنه ی بی تاب 

به لبِ تشنه داد باید آب ، تا لبِ تشنه هم شود سیراب 


گفته بودی بهار می آید ، در زمستانِ سردِ بهمن خیز 

نه زمستان زِ باغِ ما رفته ، نه رسیده بهارِ پر تب و تاب 


وعده ی بارشِ بهاری را ، می دهد باغبان به سوسن و یاس 

بی گمان باغبان نمی داند ، وعدهایش نبوده غیرِسراب


هر چه گفتند ، ما همان کردیم ، بغضِ سردِ شکسته ی دردیم 

در پیِ بخت خویش می گردیم ، چون حبابِ نشسته در گرداب 


در دیاری که پر تلاطم شد ، عدل مُردو عدالتش گم شد 

شک ندارم که قاضی این شهر ، میشود حلقه هایِ دار و طناب 


شده فصلِ خزانِ ما امروز ، کی شود عید؟ کی شود نوروز؟ 

نه شکوهی به آسمان مانده ، نه جلالی به برکه و مهتاب 


بارالها ،، گره گشایی کن ، به سپهرِ دلم نگاهی کن 

نه امیدم به تاج و تختی هست ، نه امیدم به منبر و محراب 


                                   #سپهر 


🌺🍃🌺

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۰
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۰۵
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳