اشعار شاعر معاصر مصطفی سپهرنیا (سپهر)

غزلیات اجتماعی ، عارفانه ، عاشقانه ، رباعیات ، مثنوی ، دوبیتی

اشعار شاعر معاصر مصطفی سپهرنیا (سپهر)

غزلیات اجتماعی ، عارفانه ، عاشقانه ، رباعیات ، مثنوی ، دوبیتی


قصه ی تیغ است و سر در سجده گاه 

قصه ی   سجاده ی   خونینِ   ماه 


قصه ی نامردیِ اعراب بود 

قصه ی گرییدنِ محراب بود 


قصه ی مولا و زخمی بر سرش 

تیغِ زهر آلود و ضعف پیکرش


تا که بَر فرقِ علی تیغی نشست 

گوئیا عرش خدا در هم شکست 


دیده ها گریان شد از حال علی 

سینه ها سوزان زِ احوال علی 


کاسه های شیر درمانش نشد 

مرهمی بر زخمِ طفلانش نشد


کاسه هایِ شیر بی معنا شدند 

بچّه های کوفه بی بابا شدند 


کور سوئی بر دلِ کوری نبود 

چونکه بر دلها دگر نوری نبود 


نغمه ی فزت و رب الکعبه خواند 

از دلش صد غصه و اندوه راند 


رفت مولا تا خدا پرواز کرد 

خونِ خود را با فلق انباز کرد 


زیر و رو می شد (سپهر ) و کهکشان

آسمان زیرو زمین شد آسمان 


کشته ی نامردمی ها شد علی 

همدمِ  ام ابیها   شد   علی 



                                     #سپهر 


🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۳/۰۶
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی