اشعار شاعر معاصر مصطفی سپهرنیا (سپهر)

غزلیات اجتماعی ، عارفانه ، عاشقانه ، رباعیات ، مثنوی ، دوبیتی

اشعار شاعر معاصر مصطفی سپهرنیا (سپهر)

غزلیات اجتماعی ، عارفانه ، عاشقانه ، رباعیات ، مثنوی ، دوبیتی

دود اندود

پنجشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۰۸ ق.ظ


شهرِآبادی درین ویرانه ها گم می‌شود

آشنائی در دلِ بیگانه ها ، گم می‌شود


بس که دود اندودِ دودِ فتنه شد این سرزمین

راهِ دیر و کعبه و میخانه ها گم می‌شود 


قامتِ ساقی شکست و خمِّ می بر باد رفت 

حرمتِ میخانه و پیمانه ها گم می‌شود 


عاشق و غمخوارِ شهرِ عاشقی با تیرِ غیب 

پر گشود و در دلِ پروانه ها گم می‌شود 


بعدِ مرگش شانه ها آماده ی تابوت اوست 

وقتِ یاری تکیه گاه و شانه ها گم می‌شود 


در دلِ تاریخ هم امروزِ ما افسانه ایست 

با وجودش باقیِ افسانه ها گم می‌شود 


ای مغول راحت بخواب و ای سکندر شاد باش 

نامتان ، از عاملِ ویرانه ها ، گم می‌شود 


هر کلاغی آمداز ، محصولِ گندمزار چید 

چون مترسک شد نگهبان دانه ها گم می‌شود 


در سپهرِ شهر هم بدرِ عدالت شد هِلال

آخرِ ماه است و نور از خانه ها گم می‌شود 


                                  #سپهر 


🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۱۵
مصطفی سپهرنیا (سپهر ) ۰۹۱۲۱۹۴۲۳۴۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی